close
تبلیغات در اینترنت
پرسش از جلال اهل قلم پیرامون هویت غرب زدگان
دموی منوی زیبا Untitled 1
9 دی «* (مي گويند هروقت آب مي نوشي بگو يا حسين(علیه السلام)، اين روزها که آب مي بيني و نمي نوشي آرام بگو يااباالفضل (علیه السلام. *»
کد متن متحرک * براي شفا همه مريض ها و طفل سه ساله ما دعا کنيد التماس دعا*
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ايميل خود را وارد نماييد::

حمایت از کودکان سرطانی سامانه پیام کوتاه
آخرين ارسال هاي انجمن
انجمن
نوشته شده توسط : یاران یار

آدم غرب زده چشم به دست و دهان غرب است

جلال آل احمد پیش از انقلاب یکی از سرآمدان جریان روشن فکری در ایران معاصر است . جلال کسی است که از نزدیک رفتارها و گفتار های روشنفکران زمانه خویش را می دید. او خود نیز در همین سلک و لباس اما بازاویه ای بسیار متفاوت با در مقایسه با دیگر چهر های روشنفکری حائز ویژگی های برجسته بود. در این نوشتار بر آنیم به جریان غرب زدگی در ایران بپردازیم و با طرح چند سوال پاسخ آنها را در میان اثر گرانسنگ جلال (غرب زدگی) بیابیم.

 

مقصود شما از غرب زدگی و غرب زدگان چیست؟

آدم غرب زده هرهری مذهب است . به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به همه چیز هم بی اعتقاد نیست . یک آدم التقاطی است . نان به نرخ روز خور است... خودش باشد و خرش از پل بگذرد دیگر بود و نبود پل هیچ است . نه ایمانی دارد نه مسلکی ، نه مرامی ، نه اعتقادی ، نه به خدا با بشریت. نه در بند تحول اجتماع است  و نه در بند مذهب و لا مذهبی . حتی لا مذهب هم نیست . هرهری است.گاهی به مسجد هم می رود. همان طور که به کلوب می رود یا به سینما . اما همه جا فقط تماشاچی است... همیشه کنار گود است.

آدم غرب زده چشم به دست و دهان غرب است . کاری ندارد که در دنیای خودمانی در این گوشه از شرق چه می گذرد . اگر دست به قضا اهل سیاست باشد از کوچکترین تمایلات راست و چپ حزب کارگر انگلیش خبر دارد و سناتورهای آمریکایی را بهتر از وزرای حکومت مملکت خویش می شناسد.اگر اهل تحقیق است دست روی دست می گذارد و این همه مسائل قابل تحقیق را در مملکت نادیده می گیرد  و فقط در پی این است که فلان مستشرق درباره مسائل قابل تحقیق او چه  گفت  و چه نوشت.

میان اعتماد روشنفکران غرب زده به داشته های بومی درونی داخلی چقدر است؟چرا آنها توجه کافی به میراث بزرگ تاریخی فرهنگ و کشور خود ندارند؟

به هر صورت اگر یک وقتی بود که با یک آیه قرآن یا خبر منقول به عربی همه دهان ها بسته می شدو هر مخالفی سرجایش می نشست ، حالا در هر باب،  نقل یک جمله از فلان فرنگی همه دهان ها را می بندد... و در این زمینه کار به چنان افتضاحی کشیده است که پیشگویی فال بینان و ستاره شناسان غربی یک مرتبه همه دنیا را به جنب و جوش در می آورد  و به وحشت می اندازد. حالا دیگر وحی منزل از کتاب های آسمانی به کتاب های فرنگی نقل مکان کرده است  یا به دهان مخبر رویتر و یونایتد پرس والخ... این کمپانی های بزرگ سازندگان اخبار جعلی  و غیر جعلی ، درست است که آشنایی با روش علمی و اسلوب ماشین سازی و تکنیک و اساس فلسفه غرب را فقط در کتاب های فرنگی و غربی می توان جست- اما یک غرب زده که کاری به اساس فلسفه غرب ندارد- وقتی که  بخواهد از حال شرق خبر بگیرد متوسل به مراجع غربی می شود  و از این جاست که در ممالک غرب زده  بحث شرق شناسی (که به احتمال قریب به یقین انگلی است بر ریشه استعمار روییده)مسلط بر عقول و آراست و یک  غرب زده به جای این که فقط در جست و جوی اصول تمدن غربی به اسناد و مراجع غرب رجوعکند فقط در جست و جوی آنچه غیر غربی است چنین می کند.مثلا در باب فلسفه اسلام یا درباره آداب جوکیگری هندوها  یا درباره چگونگی انتشار خرافات در اندونزی یا در باره روحیه ملی در اعراب .... و در هر موضوع شرقی یگر فقط نوشته های غربی را ماخذ وملاک می داند.

آیا جریان غرب زده روشنفکری  از فرهنگ و کشور خود شناخت واقع بینانه ای دارد؟

آدم غرب زده حتی خودش را از زبان شرق شناسان می شناسد. خودش –به دست خودش- خودش را شی ای فرض کرده و زیر میکروسکوپ شرق شناسان نهاده و به آنچه او می بیند تکیه می کند و می بیند و تجربه می کند.

و این دیگر زشت ترین تظاهرات غرب زدگی است.خودت را هیچ بدانی و هیچ بینگاری و اعتماد به نفس و به گوش و به دید خود را از دست بدهی و اختیار همه حواس خودت را از دست بدهی به دست هر قلم به دست درمانده ای که به عنوان شرق شناس کلامی گفته یا نوشته. و اصلا من نمی دانم این شرق شناسی از کی تا به حال علم شده است؟اگر بگوییم فلان غربی در مسائل شرقی زبان شناس است یا لهجه شناس یا موسیقی شناس ، حرفی. با اگر بگوییم مردم شناس است و جامعه شناس است باز هم تا حدودی ، حرفی.ولی شرق شناس یه طور اعم یعنی چه؟یعنی عالم به کل خفیات در عالم شرق؟ مگر در عصر ارسطو به سر می بریم ؟ این را می گویم انگلی روئیده بر ریشه استعمار. و خوشمزه این است که این شرق شناسی وابسته به (یونسکو)تشکلاتی هم داردو کنگره دوسال یا چهارسال یکبار و اعضایی و بیاوبرویی و چه داستان ها.....    (گزیده از کتاب غرب زدگی نوشته مرحوم جلال آل احمد)



:: موضوعات مرتبط: 30یا30 ,
:: بازديد از اين مطلب : 129
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 5
براي اطلاع از آپديت شدن وبلاگ در خبرنامه عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ايميل خود را وارد نماييد:

حمایت از کودکان سرطانی موسسه خیره محک
تاريخ انتشار : جمعه 23 خرداد 1393 | نظرات ()
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

ايميل خود را وارد نماييد::

مطالب مرتبط با اين پست
ليست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پشتيباني

بازديد کننده گرامي حتما‌درخبرنامه ثبت نام کنيد هرموقع ما به روز شديم يک نسخه در ايميل شما
باشد با نظرات خود به‌ هرچه بهتر شدن‌ بسيجيان عاشورائي مارا
ياري فرماييد .‌توليد علم و تحقيقات حيات آينده کشور است

انتشار مطالب با ذکر منبع مانعي ندارد و موجب رضايت ماست